نوروز
در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی به نقل از امام صادق (ع) به
معلی بن خنیس بیان داشته :
نوروز اولین روزی ست که آفتاب طلوع کرد.
بادهای ناگهان وزیدن گرفت سیاره زمین درچنین روزی ایجاد
شد .
گل های زمین در آن روز خلق شدند.
کشتی نوح بر کوه نشست .
همان روز است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد .
همان روز است که ابراهیم بتها را شکست .
روزی ست که علی در نهروان پیروز شد .
و در چنین روزی ست که مهدی ظهور خواهد کرد .............
یروز گاندی وقتی توی ازدحام داشت سوار قطار میشد یه لنگ دمپایش از پاش افتاد .بلافاصله اون یکیش رو هم دراورد وبیرون انداخت کسی ازش پرسید چرا لنگ دیگه ی دمپایتون رو هم بیرون انداختید گفت اخه کسی که یه لنگ رو پیدا کنه نمیتونه از یه دونش استفاده کنه .
چقدر زود به ارزوهات رسیدی چقدر زود زمان گذشت وتو حالا چقدر بزرگتر شده بودی
تو که تنهایی تا شهر پدریت هم به سختی میرفتی حالا میری انقدر دور که انگار از کره
زمین بیرون افتادی . اون روزا زود تموم شدن وتو یادت نمیاد که به قول سید مهدی
شجاعی به اندازه قاشق چایخوری بودی.....
پیامت رو شب آخر رفتن چه غریبانه بود
دلتنگی هایت را به برگ بسپار
اولین شب پاییزیت بخیر.........
منم برای تو ارزوی بخیر شدن میکنم آرزو هات مبارک
حقیقت بی تو اینجا حقیقت ندارد
دوم مرداد سالروز رفتن شاملو روزی که یادم نمیره
خمیر خاک آدم را سر شتند
چو برمی خواست آدم یا علی گفت
دمکراسی این نیست که مرد نظرش را در مورد
سیاست بگوید وکسی بااو کاری نداشته باشد
دمکراسی این است که زن نظرش را راجع به
عشق بگوید وکسی او را نکشد

سعاد الصباح
روز زن مبارک وروز بانو ی بزرگ مهربانی وعشق
مادر
مادر روسری ات را بردار تا ببینم بر شب
موهایت چند زمستان برف نشسته است .
تا من به بهار رسیده ام ......................



این ماه جزء بهترین هاست .اولین روزش با سعدی شروع شد
یعنی اول اردیبهشت روز خواجه سعدی است . .بعد آخرهاش
هم به همون مبارکه . اما25 اردیبهشت زادروز فردوسی میشه
که خدا رو شکر در مواردی دیده شده به قول استاد کزازی
بشکوه برگزار میشه.وشاید خود استاد بهتر باشه از ایشون بگه
و 28 اردی بهشت هم که نوبت حضور حضرت خیام میشه
ومن یادش می افتم :
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی ست که بر گردن یاری بوده است
خیام
...........................................................................
28اردیبهشت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی
جایی یه بزرگی می گفت : بزرگترین مرگ برای ملت من
روزی که کودکانم یادگارهای هویتی قومش رو توی موزه ی
کشورهای دیگه ببینه.
روز موزه که حالا هفته ی موزه شده و28 م بصورت مجانی
میشه به دیدن موزه و آثار ملی رفت.

طبق معمول نمایشگاه شلوغه .چقدر باعث فخرمون میشه این همه ادم کتابخون
همه در رفت وامدند فکرمیکنم چقدر داریم به استانداردهای جهانی نزدیک میشیم
بعد از له شدن در مترو حالا که وارد نمایشگاه شدم اولین چیز بعد از ازدحام زباله های
انبار شدست.همه هستن .بچه ها هم کلی خوشحالند. اما بیشتر از همه انگار
دوستان اومدن سیزده بدر . می بینم خیلی ها فقط اومدن که اومده باشن .
اما یاد اون مطلبه میفتم که میگه یه نویسنده ی مشهور بعلت بدهکار بودن شدید
توی خونه در محاصره ی طلبکاراش قرار گرفته بعد از چند روز قایم شدن تصمیم میگیره
یه جوری فرارکنه اما درست وقتی داره از دیوار خونش دزدکی میره پائین یهو یه پیرزن
کتش رو میگیره وبا خوشحالی میگه شما رو میشناسم .شما فلان نویسنده هستید که
کتاب فلان رو نوشتید من طرفدار پر وپاقرص شما هستم فلان کتابتون رو بیش از ده بار
خوندم .نویسنده با ناراحتی و اندوه گفت کاش منو نمیشناختی وکاش بجای ده بار
خوندن کتاب من . ده بار اونو می خریدی .تا من به این فلاکت نمی افتادم



اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
روز معلم گرامی باد
سرمشقهای آب .بابا. یادمان رفت
رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت
گل کردن لبخندهای هم کلاسی
در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم .حل تمرین .پای تخته
آن روز های بی کلک یادمان رفت
راه فرار از مشق های زنگ اول
ای وای ننوشتیم .آقا. یادمان رفت
<<<این شعر رو از وبلاگ انجمن فرزانگان کویر برداشتم >>>
روز همه ی اونهایی که چیزهای خوبی در زندگی بهمون یاد دادن مبارک باشه
روزت را دریاب
با آن مدارا کن
این روز ازآن توست
بیست وچهار ساعت کامل
به قدر کفایت فرصت هست
تاروزی بزرگ باشد
مارگوت بیگل
گاندی میگه: هرسال که میگذره معلوم نیست
یک سال از عمرمون کم میشه یا بهش اضافه
میشه؟؟
امسال فرصتی برای منه. آره .سال کارهای
بزرگ و عقب انداخته . قبلا شعارم این بود که
هیچوقت دیر نیست اماحالا فهمیدم دیره بدجور
هم دیره ...
.............................................................
نه عیدی
نه توپ
نه کاغذ رنگی
بوی عود می اید
سال
هزار وسیصدو
چندمین بار است
که آرزو ......
چرا تحویلم نمیشوی
از جمله مراسم های نوروز

١-پاکسازی محیط زیست .تطهیر خویش.اقرار به گناهان وبیرون
راندن شیطان ودیو از خانه
٢-برافروختن مجدد آتش
٣-راه افتادن دسته هایی با صورتک سیاه
۴-رفتن به سوی چشمه ها که نشان زلالی وپاکیست
۵-جشن وسرور
*****سفره ی هفت سین
هفت سین شامل هفت گونه خوراکیست که با سین شروع
می شود و تطابق نمادین با هفت سیاره اساطیری دارد که
سرنوشت بشر دست انان شمرده میشد وگمان بر این بود که
اگر کسی هر هفت را در اختیار داشته باشد خوشبخت خواهد
بود.هفت سیاره ی اساطیری شامل:
زهره . مشتری . عطارد . مریخ . زحل . خورشید . زمین
*****حاجی فیروزه
حاجی فیروز نماد ارتباط نوروز ومردگان می باشد .حاجی فیروز
بازمانده ی آیین بازگشت ایزد شهید شونده یا سیاوش است .
چهره ی سیاه او نماد بازگشت او از جهان مردگان است ولباس
سرخ او نماد خون سیاوش وحیات مجددش وشادی او شادی
زایش دو باره ی انهاست که رویش و برکت با خود می اورند
بازگشت سیاوش با اعمال شاد وصورت سیاه یاداوری خون به
ناحق ریخته ی او و دعوت بشر به صلح وصفاست
*****میر نوروزی
جابجا شدن ارباب وبنده با هم است که نشانه های کهن ان به
تمدن بابل می رسد .میر نوروزی حکو متی پنج روزه دارد به
هنگام نوروز امیر یا حاکم محل به ظاهر از امیری میافتد و رعیتی
را بعنوان امیر موقت جای خود می نشاندواین شخص حکومتی
صوری میکندبه عزل ونصب .جریمه .حبس . مصادره.می پردازد
پس از پنج روزحکومت میر نوروزی به پایان میرسد....
*****سبب وجودی سیزده بدر
بر اساس باور و تاثیر نجوم بین النهرین اساطیر نجومی در ایران
شکل گرفته.بنا بر این مستندات اساطیری هر یک از دوازده اختر
که خود بریکی از برج های دوازده گانه حاکم است هزار سال بر
جهان حکومت خواهند کرد . بدین روی عمر جهان دوازده هزار
سال است و در پایان دوازده هزار سال اسمان و زمین در هم
خواهد شد براساس این باور پس از این زمان اشفتگی آغازین
بر میگردد روز سیزدهم عید نماد اشفتگی ست و سیز دهم را
نحس می شمرند
هر روز از نوروز نماد یکی از ماه های سال و یکی از هزاره های
عمر دوازده هزار ساله ی هستی است
هر چه در این دوازده روز پیش می امد سرنوشت سال خود می
انگاشتند و از قبل از نوروز انواع دانه ها را می کاشتند هر دانه
ای که در طی این مدت بهتر و بیشتر رشد می کر د ر ا برای
کشت ان سال استفاده میکردند

هشتم مارس روز جهانی زن مبارک
توصیه هایی برای زنان هر روز یکی از این موارد را تکرار کنید
من بانوی خودم هستم
من کشف میکنم که چقدر عالی وشگفت انگیز هستم
من در درونم درخشندگی می بینم
من هر انچه در درونم می بینم را دوست دارم
من دوست خواهم داشت خودم را بیش از همه چیز
من ازادم که همه ی ان چیزی باشم که می توانم
زندگی من برای عشق است
عشق زندگی من با من اغاز میشود
من از جایگاه خودم لذت میبرم
من مشتاقم که شیوه های جدید زندگی را بیاموزم
من از زنده بودنم در این مقطع از زندگی خوشحالم
من از زن بودن احساس رضایتی بی نظیر میکنم
من قطره ای از ذات خداوند هستم خدا را سپاس که من را زن
افرید
قلب من دروازه ای رو به همه ی مهربانی های عالم است
من خورشیدم که تابیده ام
هدیه ای برای چشم روشنی جهان
هر روز روز من است با نامهایی که همه میشناسند ..........
......................................
در حجاز من را لیلی می نامند
در یونان هلنا
در بیستون شیرین
اینجا روز های اخر اسفند است
بنفشه صدایم کن
مسیحا خواهر زاده ی کوچولوی من که همیشه ارزو ی بزرگ
شدن داره هر چند روز یکبار بازو هاش رو نشون میده که همه
بفهمن چقدر بزرگ شده................
از بس هوله برای بزرگ شدن که مامانش گاهی لباسهای
کوچیک شدش رو می پوشونه تنش تا اون خوشحال بشه
حالا بر عکس ما بزرگا میخوایم از ادم بزرگ بودن استعفا بدیم
این شعر اونه در چهار سالگی اتفاق افتاده. اون عاشق اسب .
مردی از دور می اید اسبی از دور می اید
شاید این اسب مال او مرد باشد
...............................................................
ومن زمزمه کنان با خودم میگم
بچه ها میخوانند
بچه ها میخندند
بچه ها میرقصند
این طریقیست که در خاطرشان میماند
٢٩بهمن رو زجشن اسفندگان
روز پاسداشت باروری زمین .روز زن .روز مادر در ایران باستان
خجسته باد....

دوشنبه است روز خوبی
برای دوستت دارم هایی که نگفته ای
بر میزی که شمع های شب قبلش شعر شده اند
این فنجانها باید پهلو به پهلو پر وخالی شوند
بر صندلی سفید سرخ نشده ای
نگاهت را از آبی طوری
به قهوه ی جوشیده ی چشم هایم برگردان که ته نشین شود
ساعت از پنج گذشته است
دستهایت را تعارف کن
اینگونه که باد گیسوانت را میوزد
چیزی از من برای بوسه نخواهد ماند
بنفشه کرکودی
وقتی که عاشق می شوید نگویید خداوند در قلب من است بگویید من در قلب
خداوند هستم
جبران خلیل جبران
امشب شعری از گروس عبدالملکی میخوندم
:
ما کاشفان کوچه های بن بستیم
حرف های خسته ای داریم
اینبار پیامبری بفرست که تنها گوش کند
...............................
بودا به دلیل توانایی در جواب دادن به شیطان
مشهور بود .
اما روزی مردی از شهری دور نزد بودا امد او را
در حضور دیگران بسیار مسخره کرد تا بودا را
عصبانی کند
بودا گفت :اگر کسی هدیه ای به تو بدهد وتو
آن را نپذیری این هدیه متعلق به کیست ؟؟؟؟
مرد گفت :مسلم است متعلق به کسی که ان
هدیه را بخشیده است
بودا گفت :
اگر من از پذیرفتن سخنان نادرستت اجتناب
کنم همه ی این حرفها مال خودتان خواهد بود

بعد از نزدیک شاید ۵ سال رفتم خونه سهیلا وکیل محترم مملکت
چقدر خوش گذشت نمیتونم بگم . رفتیم بابا یادگار یه جای واقعا عالیه
واقعا همه چی عالی بود کلی خاطره ها رو مرور کردیم بعد هم
دریافتیم دنیا خیلی زودتر از انچه فکر کنی تموم میشه
حیف نمیشه وقتم کمه جریانش روبنویسم
وایییییییییییییییی...........

عید میشه از همه مدل وهمه رنگش.رنگ به رنگ
اما این عیدی منو قراره کی بیاره معلوم نیست ..
باشه سال نو مبارک باشه خصوصا برای هاسمیک
که عیدیش رو سفارشی گرفته ......................

میشه از عش ق تو مرد و
دیگه از دست همه راحت شد
میشه از عش ق تو مرد و
دیگه از دست تو هم راحت شد

هرزگردی های اینروزای باد از مسیر مرگهای در راه میگذرد
تا پایان پنجره ام در اندوه زرد چنار دلگیر تر شود
گلیمی هزار رنگ
پایی که هی درازتر
باغچه ی مسلول من معتقد است
برگ به برگ
گاهی بجای دیگران هم باید برد
گاهی بجای دیگران هم
باید باخت
چندمین روز است لک لکها برنمیگردند
پاییز نیست انکه ویرانمان میکند
حوصله های کوچک ودلتنگی های بزرگ ماست
فرزین عاصمی
دیروز سالگرد برگشتم از یه سفر مهم و بزرگ
بود از یه کشور نه زیاد دور. اما امروز چند مین
روزیه که از یه سفر مرموز به درون خودم بر
نگشم.شاید هم ..............
.........همچنان در سکوت برگزار بشم ..........









